به رنگ افکار

"جایی برای افکاری که نمی‌دانند کجا بروند"

هعی

هی دارم سعی می‌کنم به یاد بیارم آخرین پستی که تو بلاگفا نوشتم چی بود 🫠💔

عجیب است

یه چی جالب 😂

این چند مدت که میون نوشته‌های بلاگیکس می‌چرخیدم، حس می‌کنم چقدر بچه‌های بیان از بلاگفاییا باکلاس‌تر و فرهیخته‌تر بودن 🗿😂

جاست فور فان

چشمم خورد به یکی از قسمتای اینجا به اسم "آمار درآمد"

خب، خب، از الان دیگه بلورین خانم درآمد داره آخ جووون 🥰😭😂 (۴۱ تک تومان)

+ یه حساب کوچولو کردم، 

باید حدود دو سال بنویسم تا به ۱۰ هزار تومان برسه 🥹🥹🤣

خطاب به اون

من هر روز دارم افسرده‌تر می‌شم.

تو دلت نفرینم کردی؟ 🥲 نکنه دارم تاوان می‌دم؟

.

.

باد جان، حرفامو می‌سپرم بهت. لطفا بِوَز به سمتش و حرفامو با خودت ببر بنداز تو دلش هوم؟ 🥺


پ‌.ن: برای اینکه نرم به خودش بگم.

تو راست می‌گفتی

یه بار اکسم می‌گفت که "عکس گرفتن آدمو افسرده‌تر می‌کنه."

یه همچین چیزی گفت.. 

اون زمان خیلی با حرفش مخالفت کردم.. (چون حتی از خودشم عکس نمی‌گرفت، حرصم می‌گرفت..)

ولی.. نمی‌دونم چرا بعد از شنیدن اون حرف، هر بار یه اتفاقی می‌افتاد که انگار بهم ثابت می‌شد که حرفش درسته...

الانم دوباره.. حرفش برام داره ثابت می‌شه.. 

نه فقط عکس گرفتن... علاوه بر اون، فیلم گرفتن، صدا ضبط کردن، نوشتن خاطرات... کلا گذشته...

یادآوری گذشته‌ست که‌ آدمو افسرده‌تر می‌کنه... :)

هعی.