به رنگ افکار

"جایی برای افکاری که نمی‌دانند کجا بروند"

دوباره اینطوری شدم

دلم میخواد از سنگینیای امشب به یکی پناه ببرم

هعی:)

ولی نه. میترسم. میترسم نتیجه عکس بده. میترسم اونطور که فکر میکنم جوابمو نده. به هر حال حق داره. ممکنه حالم از اینی هم که هست بدتر بشه. الان خودم تنهایی احتمالا فردا حالم بهتر بشه. اما اگه پیام بدم احتمال داره تا چند روز حالم بد باشه. پس نباید اشتباه کنم..

دوباره یه قسمت از آهنگ شادمهر اومد ب ذهنم

"کی مثل من میتونه آرومت کنه؟"

کاش برم درس بخونم و این همه نوشتنو بس کنم!

ولی من امروز چطوری درس بخونم آخه؟😭 واقعا امروز نمیتونم بخونم😭

بعداً نوشت: (۱۰:۰۶)

فک کنم فقط دقایق کوتاهی باقی مونده تا رسیدن به مرز فروپاشی روانی...

- ۱۰:۱۰

بهش پیام دادم...

- ۱۲:۵۴ شب.

خب، فکر کنم دیگه انتخابشو کرد. 

پشیمون نیستم که پیام دادم. تکلیفم روشن شد.


ولی من هنوز حالم خوب نیست. نمی‌دونم کی قراره بهتر بشم. امیدوارم فردا بتونم تمرکزمو بدست بیارم. چاره‌ای نیست؛ باید مثل همیشه صبوری کنم تا به حال خوب برگردم. می‌دونم که حالم قراره خوب بشه. فقط صبر می‌کنم. صبر همیشه جواب داده برام. :)