به رنگ افکار

"جایی برای افکاری که نمی‌دانند کجا بروند"

ذهن بلورین صحبت می‌کند

مقصر این وضعیت کیه؟ :(

دوباره ذهنم وارد می‌شود: وا بلورین؟! یادت رفته؟ اون معلم بزرگ می‌‌گفت "هر مشکلی دارین مقصرش منم؟! خب الان حل شد؟! پاشو دنبال راه بگرد، مقصرش منم آقا!" ؟

ولی نمی‌دونم، نمی‌فهمم، چرا همیشه داریم دنبال مقصر می‌گردیم؟ وقتی می‌دونیم قرار نیست وضعیت رو بهتر کنه. شاید این فقط یه توهمه. یه توهمه که فکر می‌کنیم فهمیدن مقصر قراره آروممون کنه. دقیقا مثل همون توهم که فکر می‌کنیم انتقام گرفتن باعث آروم شدنمون می‌شه... اینا همش فقط یه حقه‌ی ذهنه... 

پس چرا پا نمی‌شم؟! چرا اینقدر انرژی ندارم که پا شم و درستش کنم؟ 

دوباره ذهنم می‌ره سمتش... دوباره ذهنم داره می‌ره سمتِ به فحش کشیدن مقصر خیالی!

ذهنم: چون هیچ‌کاری از دستت برنمیاد!