نوشتههای پر از غمِ شبانه
وای! تا ساعت 2 و نیم نشستم پای کامپیوتر و بلاگیکس درحالیکه الان باید در حال تحلیل آزمون جامع شیمیای بودم که درصدم 28 شده! شت!
عدد 28 منو یاد یه چیز وحشتناک میندازه... وقتی از کنکور تیر برگشتم و تو ایوون باغ نشسته بودیم و همه شاد و خرم بودن ولی من داشتم با استرس درصدهام رو حساب میکردم و دیدم شیمی رو 28 زدم! یاد اون لحظه میندازه منو...
غمگینم... و پر از "ای کاش"های فراوان... حسرتها و پشیمونیهایی که دیگه فایده ندارن... گاهی حتی به خاطر آینده هم پشیمون میشم.. به خاطر کارایی که فکر میکنم قراره تو آینده انجام بدم...
ولی قسمت سخت ماجرا اینه که فردا آزمون جامع قلمچی هست و در حالیکه من امروز هم فقط 4 ساعت درس خوندم و بس! و ایدهای ندارم قراره چیکار کنم!
یعنی امتحان فردا چجوری میشه؟
غمگینم که اوضاع درسیم داره پسرفت میکنه؛ البته اونقدرا هم ناامید نیستم.. میدونم که جای پیشرفت دارم و میتونم.. ولی نمیدونم چهم شده... چه اتفاقی برام افتاده؟ چرا حوصلهم کمتر شده؟ چرا اوضاع این همه به هم ریخت؟
به دیوار اتاقم نگاه میکنم.. به هدفی که روش نوشتم.. به رشتهای که بهش علاقه دارم.. و هیچ احساسی تو دلم برانگیخته نمیشه.. هیچ حس ذوق و هیجانی به وجود نمیاد. خب، شاید بگین که احتمالا به اون هدفت علاقه نداری. ولی.. حتی الان به سادهترین کارها هم علاقه ندارم. توی این وضعیت، هیچ چیز منو به شوق نمیاره که اراده کنم و براش تلاش کنم! اون قسمتی از مغزم که مربوط به پشتکار بوده انگار غیرفعال شده! الان ذهنم رو حالت "فرار"ئه. فرار از هر سختی و هر رنج و هر هدفی که رسیدن بهش نیازمند تحمل سختی باشه.
و فکر کردن به این وضعیت منو غمگینتر میکنه؛
من تموم زورمو میزنم که خودمو درست کنم؛ تمام راهحلا رو امتحان میکنم؛ مثلا به زحمتای مامان بابام فکر میکنم که چقدر برام امکانات فراهم کردن و آرزوی قلبیشون دیدن موفقیتمه. یا به عموم فکر میکنم که دندونپزشکه و هر وقت میبینمش با ذوق منو به موفقیت تشویق میکنه و میگه که اگه دندونپزشک بشی میای پیش خودم =) هعی...
یا مثلا به رقیبام فکر میکنم؛ اونا که امروز تموم کاراشون و کردن ولی من موندم؛ یا به دوستای قبلم فکر میکنم که همشون پزشکی قبول شدن و رفتن دانشگاه...
به همه چی که بتونه منو سر ذوق بیاره فکر میکنم؛ ولی بازم نمیشه... لعنتی خراب شده.. مغزم خراب شده... هر چی میکنم تعمیر نمیشه. علاقهاش به "تلاش" رو از دست داده...