رگههایی از آرامشِ گمشده میون درس... ☁️
واقعاً حسِ خوبی داره که میبینم بالاخره دارم از اون حالِ بد میآم بیرون و احساساتم داره آروم عوض میشه. راستش اولِ درس خوندن خیلی برام سخت بود، کمی سعی کردم تحملش کنم... و بعد از حدود دو ساعت اون سختیِ اولیه، جاش رو به یه آرامشِ دلپذیر داد و من عاشق این حس تغییرم.
الان هم دارم تستهای مروری از هندسه دوازدهم میزنم؛ خوبه. دوستش دارم. دایره و بیضی سوالاش خیلی جالبه. ♡
و اینکه امروز خواستم اون راهکاری که یکی از دوستان بهم پیشنهاد داده بود رو امتحان کنم. دیگه تایمر نمیزنم و گوشی رو هم میذارم یه اتاق دیگه که حواسم پرت نشه؛ آخر شب هم خودم ساعتها رو دستی ثبتش میکنم. تا الان که ۲ ساعت خوندم و خیلی هم خوب پیش رفته. حالا باید ببینیم آخر شب چی میشه!
یاد حرف ترامپ افتادم. "خواهیم دید چه میشود." 😂
پ.ن: کاش یه راهی بود که پستهام توی گشتوگذار نرن و فقط دوستای خودم ببیننشون! ❤️