به رنگ افکار

"جایی برای افکاری که نمی‌دانند کجا بروند"

سعی در بهتر شدن 💛

امروز هم روز به نسبت بهتری رو گذروندم.

با اینکه زیاد درس نخوندم؛ البته می‌تونستم بخونم، ولی طول روز کمی وقت هدر رفت. مخصوصا تو یه بازه مهم ساعت ۳ تا ۶ عصر، که مهم‌ترین تایم برای درس خوندنه، مشغول گیتار شدم و وقتم کامل هدر رفت! هعی! 🥲

ولی بعد از ظهر واقعا حوصله‌م سر رفته بود و نمی‌تونستم سمت درس برم... 

ولی خب اشکال نداره، امروز ۷ ساعت و نیم شد. فردا زودتر بیدار می‌شم و ۲ ساعت و نیمش رو جبران می‌کنم.

وای! امروز کتاب هم نخوندم!

البته دیروز و روز قبلش خونده بودم. یه کتاب داستان به اسم White Fang، که انگلیسی هستش. کوتاهه و تقریبا نصفش کردم. فردا ادامه‌ش می‌دم. اممم دیگه چیکارا کردم؟

آهنگ در سکوت شب عرفان طهماسبی که ماه‌ها پیش یادش گرفتم، متوجه شدم که تا الان قسمتای مهمشو کلاً اشتباه می‌زدم و خودم خبر نداشتم 😂 همیشه حس می‌‌کردم این چرا یطوریه و ایناها.. ولی فکر نمی‌کردم مشکل خاصی باشه.. خلاصه درستش رو یاد گرفتم و چند روزه قفلی زدم روش و همش با نواختن اون همه رو خسته کردم 😁


یه چیز خیلی جالب و رو مخ، 

همیشه هر موفقیتی که بدست میارم رو اگه به خونوادم بگم، انگار باز هم یه نقصی پیدا می‌کنن ازش!

بهشون گفتم، این روزا، روزی بیشتر از ۱۵۰ تا تست می‌زنم... بابام سریع گفتش که "ببین، نه.. سرعتش مهمه.. باید سرعتتو قوی کنی.. بهم بگو که توی چقدر زمان اینقدر تست میز‌نی؟ ۱۰ ساعت؟ خب کمه! باید سرعتتو بیشتر کنی، این مهمه!"

وای 🙄🙄😫

خب، خلاصه، همینا... امیدوارم بعداً از بقیه‌ی موفقیتام بنویسم 😁🧚‍♀️