به رنگ افکار

"جایی برای افکاری که نمی‌دانند کجا بروند"

من تموم خاطراتمو گذاشتم اونجا...

تا به امروز که جستجوی گوگل باز شده، من هنوز موفق نشده بودم که باهاش جستجو کنم چون که هنوز برای وای‌فای درست نشده؛ امروز که یه مقدار نت همراه داشتم، یه لحظه یادم افتاد که گوگل وصله! و چنان با ذوق رفتم سرچ کنم...

اونم چی؟

تنها چیزی سرچ می‌کردم اسم وبلاگم تو وبلاگفا و .. یکم از نوشته‌‌هاش و ... ، کلا فقط انگار می‌خواستم یه اثری از بلاگفا پیدا کنم. خب درسته بلاگفا باز نمی‌شه اما تو سرچ گوگل، اون زیر هر آدرس یه کوچولو از محتوای صفحه رو می‌نویسه؛ و من با دیدن همونا هم ذوق می‌کردم... راستش تو این موقعیت خودمو خیلی طفلکی حس می‌کردم... مثلا اگه یه آدم خارجی منو می‌دید که دارم برای یه سرچ ساده گوگل اینقدر ذوق می‌کنم، چی فکر می‌کرد؟ 

و همینطور با دقت داشتم به هر کدوم نگاه می‌کردم که دیدم یکیش نوشته بود: "نوشته شده در تاریخ 8 اسفند..." که فهمیدم انگار آخرین نوشته‌م برای 8 اسفند بوده... هعی... 


یه یادی هم کنم از دو سه تا فیلم آموزشی که اون آخریا تو یوتیوب ذخیره کرده بودم تا سر فرصت نگاه کنم اما قطع شد :)

آهنگ لاو استوری بودش :) تو آپارات هم نیست اصلا :) "هعی"های فراوان...

امروز "غر" خونم کم شده فکر کنم... حیف که زیاد نمی‌تونم بنویسم چون ممکنه کسی قضاوتم کنه یا منظورمو اشتباه متوجه بشه... به هر حال...